به هر سو نگاه میکنم او را می بینم
انگار با خودش قرار گذاشته همه جا مراقبم باشد
دغدغه هایش برایم تمامی ندارد
و من هر روز برایش دردسری تازه درست میکنم
و خوشحال از اینکه با دردسرهایم او دوان دوان به سویم می آید و کنارم می نشیند و آرامم می کند.
غافل از اینکه بی دردسر درست کردن هم می توانم او را کنارم داشته باشم
این روزها همه ی تلاشم این است که کاری کنم تا با دلی آرام و راضی کنارم باشد
و فقط خدا می داند چه لذت بی پایانی دارد ،مادرت راضی و آرام کنارت بنشیند
پ.ن
خدایا رضایت مادرم نهایت آرزویم است
اجابت کن