یاران ره عشق پایان ندارد

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خدا» ثبت شده است

به هر سو نگاه میکنم او را می بینم

انگار با خودش قرار گذاشته همه جا مراقبم باشد

دغدغه هایش برایم تمامی ندارد

و من هر روز برایش دردسری تازه درست میکنم

و خوشحال از اینکه با دردسرهایم او دوان دوان به سویم می آید و کنارم می نشیند و آرامم می کند.

 غافل از اینکه بی دردسر درست کردن هم می توانم او را کنارم داشته باشم

این روزها همه ی تلاشم این است که کاری کنم تا با دلی آرام و راضی کنارم باشد

و فقط خدا می داند چه لذت بی پایانی دارد ،مادرت راضی و آرام کنارت بنشیند

پ.ن

خدایا رضایت مادرم نهایت آرزویم است

اجابت کن

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۰۰ ، ۲۱:۰۶
زهرا سالمیان

این روزها حال خواهرم خوب نیست

کرونا گرفته و بیمارستان بستری شده

از یه طرف ناراحت تنهاییش هستم

از یه طرف دلتنگ اون همه مظلومیتی که از بچگیش گوشه قلبش لونه کرده 

اصلا خدا واسه چی باید به ما خواهر و برادر بده

و بنظرم رسید خدا خواهر رو میده که موقع دلتنگی با چار کلوم حرف زدن باهاش دلت آروم بشه

و برادر رو میده که موقع کم آوردن بهش تکیه بدی و خستگی رو بسپاری به کوه وجودش

و چه خوشبختم من

خواهرای گلم (فاطمه و صدیقه)

داداشای مهربونم (اسماعیل و اسحاق)

خیلی دوستون دارم

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۰۰ ، ۱۶:۱۲
زهرا سالمیان

تقریبا دیگه آخرهای مراسم شب قدر بود

دلم مثل سیر و سرکه میجوشید که خدا منو میبخشه و نگام میکنه یا نه!

سرم رو بلند کردم به سمت آسمون تا به قولی دیگه حرفهای نهایی رو با خدا بزنم

نگاهم افتاد به نخلی که توی باغچه کنارم بود

تنه درخت نخل خشک بود و پژمرده اما سر نخل سبز بود و شاداب

حس کردم خدا داره بهم میگه گذشته هات رو بی خیال هر چی بود ولو به خشکی بی ثمری تنه این نخل

اگر بخوای میتونی آینده زیبا و سرسبزت رو روی گذشته خشک و بی ثمرت بنا کنی

فقط کافی بخوای 

طلب کردن از تو

اجابت کردن از من

و از دیشب حس میکنم زندگیم دوباره جونه زده و سبز شده

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۴:۲۳
زهرا سالمیان

تا حالا شده دلت بخواد به چشم کسی بیای؟

تا حالا شده دلت بخواد بدونی اونی که دوسش داری چی رو از همه چیز بیشتر دوست داره؟

داشتم فکر میکردم توی این شب های قدر چیکار کنم بیشتر به چشم خدا بیام؟

رفتم و گشتم ببینم خدا  به چی بیشتر توجه میکنه!!!!

چشمم به این حدیث افتاد:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۴:۴۱
زهرا سالمیان

از بزرگی پرسیدند عشق بالاتر است یا دوست داشتن

جواب داد: خدا در حدیثی زیبا فرموده : آن کسی که مرا دوست بدارد او را دوست خواهم داشت و اگر عاشقم شود عاشقش خواهم شد

پس دوست داشتن مقدمه عاشق شدن است

در دوست داشتن از خودت هنوز نگذشته ای بلکه در کنار خودت کس دیگری را هم دوست داری

ولی وقتی عاشق می شوی دیگر خودی وجود ندارد و هر چه هست اوست

وقتی عاشق می شوی  هر چه از معشوق رسد زیباست ،حال میخواد رنج باشد یا خوشی ،مهم این است که از او میرسد

یه سوال

شما خدا رو دوست دارید یا عاشقش هستید؟

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۴:۲۲
زهرا سالمیان

وقتی نگاهت به آسمون باشه

وقتی نگاهت به آدم های آسمونی باشه ، آدم هایی که تا آخرین لحظه یادشون نرفت این دنیا جای موندن نیست 

اونوقت هست که با حرفهای یه عده که نگاهشون به زندگی نهایت تا نوک دماغشون هست به جوش و خروش نمیندازت

آدم هایی که تو و اهدافت رو کوچیک می بینن و به قول خودشون دلسوزانه و از سر ترحم نگاهت میکنن و میخوان بهت کمک کنن 

پس حرفشون حالت رو بد نکنه

آخه حرفهای آدم ها از نوع نگاهشون به زندگی نشات میگیره

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۹:۴۶
زهرا سالمیان

دوتا کارگر داشتن روی یه تخته توی ارتفاع کار میکردند

به یکی از کارگر ها کمربند ایمنی وصل بود ولی به اون یکی هیچی وصل نبود

یه لحظه با خودم گفتم اگر اون تخته باریک زیر پاشون به هر علتی بیفته چطور میشه؟

قطعا اونی که به جایی وصل هست مشکلی براش پیش نمیاد

اما اون یکی باید فاتحه اش رو خوند

توی زندگی معمولی هم همینطور هست

اگر به چیزی وصل نباشیم با کوچکترین اتفاقی باید فاتحمون رو خوند

راستی شما توی زندگیتون به چه چیزی وصل هستید؟

یا به قولی کمربند ایمنی زندگی شما چی ؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۹:۲۱
زهرا سالمیان

امروز داشتم به درخت ها نگاه میکردم

دیدم دیگه مثل روزهای اول فروردین برگ هاشون سبز و کوچولو و ظریف نیستن

برگ ها رشد کرده بودن و انگار به یه بلوغی قشنگی رسیده بودن

هم ناز و جذاب بودن هم قوت گرفته بودن و محکم بودن 

و هنوز تا محکم شدن و معمولی شدن راه داشتن

انگار درخت ها از مرحله کودکی و نوجوانی عبور کرده بودن و رسیده بودن به مرحله جوانی

و هنوز راه داشتن تا مرحله میانسالی و پخته شدن

دقت که کردم دیدم خدا مسیر زندگی ما رو در وجود یک درخت هر ساله به نمایش میذاره

تا یادمون نره مرحله بعد زندگیمون چطوری قرار هست بگذره 

به اطرافمون خوب نگاه کنیم

خدا با ما کلی حرف برای زدن داره

گوش دلتون رو به حرف های خدا بسپارید، زندگی قشنگ تر میشه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۹:۰۶
زهرا سالمیان

سحر همینطوز که نشسته بودم

یه دفعه صدای نخراشیده و نتراشیده یه کلاغ بلند شد

تا چند دقیقه همینطور داشت با اعتماد به نفس بالایی قار قار میکرد

منم فارغ از همه عالم داشتم به صداش گوش میکردم و با خودم فکر میکردم

کلاغ با این صدای ناخوشش این تایم شب داره خدا رو صدا میزنه

ولی کلی آدم های خوش صدا که کلی ادعای زیبایی دارن الان توی خواب ناز هستن

حس کردم حرف خدا هم همین هست

با هر صدایی دوست دارید من رو صدا کنید

ولی فقط صدا کنید

فارغ از اینکه صداتون یا ظاهرتون  از دید آدم ها زیبا باشه یا نازیبا

مهم اینکه در هر هیبت و لباس و قالبی که هستی منو صدا کنی

پس بیاید ما انسان ها هم همه مخلوقات خدا رو جدا از ظاهرشون دوست داشته باشیم

شاید که سحر خدا رو صدا کرده باشن و فرسنگ ها از تو به خدا نزدیکتر باشن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۰۰ ، ۱۰:۱۵
زهرا سالمیان