یاران ره عشق پایان ندارد

گاهی هیچ کس نمی تواند حالت را خوب کند
گاهی اونقدر قلبت سنگین میشه که حس میکنی اگر با کسی حرف نزنی دق میکنی

اما هر چی به آدم های اطرافت فکر میکنی که کدوم میتونه ارومت کنه

میبینی حتی صمیمی ترین دوستات هم نمیتونن توی اون لحظه کاری برات کنند

اونوقت هست که میفهمی خدا میخواد برای اون حرف بزنی

فقط و فقط برای اون حرف بزنی

اونوقت به طرز باور نکردنی دلت آروم میگره

آروم میشی چون میفهمی که هر کسی هم نباشه خدا هست

و خوشحال میشی از اینکه نیاز به حرف زدن نداری ، چون اون تنها کسی هست که نگفته ها رو میشنوه

......................................................

چقدر بد که بعد از اینکه کسی رو پیدا نکردیم یاد خدا بیفتیم

در حالی که خدا از همون ابتدا منتظر ماستsadsad

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۰۰ ، ۱۴:۱۷
زهرا سالمیان

باران می بارید

و آرام آرام همه چیز را تمیز و زیبا میکرد

رنگ شهر قشنگ تر شده

انگار اسپری براق کننده به  شهر زده باشن

همه چیز که تمیز شد خورشید از میان ابرها ظاهر شد

باخودم گفتم گویا این یک قانون است

و من اسمش را گذاشتم قانون نور

در قانون نور اول میباری دوم پاک میشوی سوم میدرخشی

حالا میفهمم چرا وقتی برای خدا می باریم،پاک میشویم و نور میگیریم

تنها شرط قانون نور این است که برای خدا بباریم

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۰۰ ، ۱۰:۱۳
زهرا سالمیان

به هر سو نگاه میکنم او را می بینم

انگار با خودش قرار گذاشته همه جا مراقبم باشد

دغدغه هایش برایم تمامی ندارد

و من هر روز برایش دردسری تازه درست میکنم

و خوشحال از اینکه با دردسرهایم او دوان دوان به سویم می آید و کنارم می نشیند و آرامم می کند.

 غافل از اینکه بی دردسر درست کردن هم می توانم او را کنارم داشته باشم

این روزها همه ی تلاشم این است که کاری کنم تا با دلی آرام و راضی کنارم باشد

و فقط خدا می داند چه لذت بی پایانی دارد ،مادرت راضی و آرام کنارت بنشیند

پ.ن

خدایا رضایت مادرم نهایت آرزویم است

اجابت کن

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۰۰ ، ۲۱:۰۶
زهرا سالمیان

این روزها حال خواهرم خوب نیست

کرونا گرفته و بیمارستان بستری شده

از یه طرف ناراحت تنهاییش هستم

از یه طرف دلتنگ اون همه مظلومیتی که از بچگیش گوشه قلبش لونه کرده 

اصلا خدا واسه چی باید به ما خواهر و برادر بده

و بنظرم رسید خدا خواهر رو میده که موقع دلتنگی با چار کلوم حرف زدن باهاش دلت آروم بشه

و برادر رو میده که موقع کم آوردن بهش تکیه بدی و خستگی رو بسپاری به کوه وجودش

و چه خوشبختم من

خواهرای گلم (فاطمه و صدیقه)

داداشای مهربونم (اسماعیل و اسحاق)

خیلی دوستون دارم

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۰۰ ، ۱۶:۱۲
زهرا سالمیان

در جنگ احد پیامبر(ص) به عده ای از سربازان فرمان داد که در تنگه بمانند تا مبادا دشمنان از پشت به مسلمانان حمله کنند

جنگ به نفع مسلمانان بود تا اینکه پای تقسیم غنایم جنگی به میان آمد

همان موقع بود که آن چند نفر محافظ تنگه .پست خود را ترک کردند تا سهمشان از غنایم را بردارند

و فراموش کردند که نبودشان بر سر پست به چه قیمتی تمام خواهد شد

امروز روز هم همه ما یک تنگه احد در زندگیمان داریم

که اگر به هر دلیل موجه یا غیر موجهی آن را ترک کنیم ممکن است بهایش شکست جبهه خدا باشد

تنگه های احد زندگیمان را دسته کم نگیریم که جبرانش بسیار سخت است

http://mohajer1400.blog.ir/

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۰۰ ، ۱۸:۱۱
زهرا سالمیان

دو شب پیش یه بنده خدایی بهم حرفی زد که اون حرف مثل سنگی تنگ بلورین دلم رو شکست

هر چی اشک میریختم دلم آروم نمیشد

وسط اشک ریختن ها به خدا میگفتم همش تقصیر تو هست که بنده ات به خودش اجازه میده به من این حرف ها رو بزنه

اینقدر حال دلم بد بود که فقط خدا میدونست و بس

هم میخواستم بنده خوبی باشم و دز مقابل این اتفاق صبور باشم  و  هم دلم آروم نمیشد و قرار نمیگرفت

فردا صبحش که آرومتر شدم  ،پیش خودم گفتم حضرت مادر این همه مصیبت کشیدن و این همه آدم ها جور و واجور بهشون ظلم کردن

شد یکبار به خدا بگن :همش تقصیر تو هست که بنده هات با من اینکار رو میکنن

چقدر خجالت کشیدم

هم جلوی خدا و هم جلوی مادرم

خدایا منو ببخش و فرصت شبیه مادر شدن رو از م نگیر لطفا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۰۰ ، ۱۴:۱۴
زهرا سالمیان

تقریبا دیگه آخرهای مراسم شب قدر بود

دلم مثل سیر و سرکه میجوشید که خدا منو میبخشه و نگام میکنه یا نه!

سرم رو بلند کردم به سمت آسمون تا به قولی دیگه حرفهای نهایی رو با خدا بزنم

نگاهم افتاد به نخلی که توی باغچه کنارم بود

تنه درخت نخل خشک بود و پژمرده اما سر نخل سبز بود و شاداب

حس کردم خدا داره بهم میگه گذشته هات رو بی خیال هر چی بود ولو به خشکی بی ثمری تنه این نخل

اگر بخوای میتونی آینده زیبا و سرسبزت رو روی گذشته خشک و بی ثمرت بنا کنی

فقط کافی بخوای 

طلب کردن از تو

اجابت کردن از من

و از دیشب حس میکنم زندگیم دوباره جونه زده و سبز شده

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۴:۲۳
زهرا سالمیان

داشتم کلیپی از شهید سلیمانی نگاه میکردم

توی اون کلیپ سردار از توسلشون به حضرت زهرا (س) در  لحظات سخت گفتن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۷:۱۲
زهرا سالمیان

تا حالا شده دلت بخواد به چشم کسی بیای؟

تا حالا شده دلت بخواد بدونی اونی که دوسش داری چی رو از همه چیز بیشتر دوست داره؟

داشتم فکر میکردم توی این شب های قدر چیکار کنم بیشتر به چشم خدا بیام؟

رفتم و گشتم ببینم خدا  به چی بیشتر توجه میکنه!!!!

چشمم به این حدیث افتاد:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۴:۴۱
زهرا سالمیان

از بزرگی پرسیدند عشق بالاتر است یا دوست داشتن

جواب داد: خدا در حدیثی زیبا فرموده : آن کسی که مرا دوست بدارد او را دوست خواهم داشت و اگر عاشقم شود عاشقش خواهم شد

پس دوست داشتن مقدمه عاشق شدن است

در دوست داشتن از خودت هنوز نگذشته ای بلکه در کنار خودت کس دیگری را هم دوست داری

ولی وقتی عاشق می شوی دیگر خودی وجود ندارد و هر چه هست اوست

وقتی عاشق می شوی  هر چه از معشوق رسد زیباست ،حال میخواد رنج باشد یا خوشی ،مهم این است که از او میرسد

یه سوال

شما خدا رو دوست دارید یا عاشقش هستید؟

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۴:۲۲
زهرا سالمیان